تبليغاتX
رهگذر مهتاب
نوشته های تنهایی من

 يه دوست خوب ميگفت : آدما مثله يه کتاب ميمونن تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذاب هستند ... پس تو هم سعي کن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم نشي . براي اين که وقتي تموم شدي ميرن سراغ يکي ديگه.

 




لينك ثابت نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 16:8 توسط :: مهلا ::

 

 اگر با اشکهای من دلت آروم می گیره بزار این هق هق من تب بارون بگیره بزارین دیونه وار

زارو زار گریه کنم بزار رو شونتون به شما تکیه کنم اشکهای نا قابل من نازنین قربونتون نمی

زارم به خدا غم بشه مهمنتون گفته بودی که این دلتون دلی رو نمی شکنه داره اینگار دلتون زیر

قولش می زنه می دونم عاشقتم می دونم دیونتم می دونم خسته شدی من فقط بهونتم




لينك ثابت نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 0:29 توسط :: مهلا ::

اگر کسي مي گويد که براي تو مي ميرد دروغ ميگويد!!! حقيقت را کسي ميگويد که براي تو زندگي مي کند




لينك ثابت نوشته شده در سه شنبه دوم خرداد 1385ساعت 18:0 توسط :: مهلا ::

من به دو چيز عشق مي ورزم يكي تو و ديگري وجود تو به دو چيز اعتقاد دارم يكي

خدا و ديگري تو من در اين دنيا دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري خوشبختي تو من اين

 دنيا را براي دو چيز ميخواهم يكي تو و ديگري براي با تو موندن تا هميشه




لينك ثابت نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 8:47 توسط :: مهلا ::