اينجا دنياست!
با تمام حرف و حديث هايش!
آدم ها زياد شده اند،
اما چه قدر تنهايند!
خدايا، هيچ كس حاضر نيست برای شنيدن پيام باران،
چترش را ببندد و خيس شود!
خدايا! روی سخنم با آدم ها نيست!
چون هميشه مشغولند! خدای من، با تو مي گويم!
تو كه با مشغله ی اين آدم ها هميشه آزادی!
هميشه می شود شماره ی رندت را گرفت و به آسمان وصل
شد!
و شماره ات را اين بار با اشك هايم گرفته ام!
خدای من! يگانه خالق من و خالق تمام آدم ها و آسمان ها !
به اين مردمانت بگو پيام باران را ! بگو تا خطوط قلبشان
را آزاد كنند!
مي خواهم از قاصدكی بگويم كه پيغامی آورده است!
و پيام قاصدك اين است: زمستان و آدم برفی در راهند!
آی آدم ها كجای كاريد! چرا اينقدر فال می گيريد؟!
اين ورد و جادوها ديگر چيست؟! مگر نمی دانيد كه مهلتی
نيست؟!
بدون استخاره بايد عاشق شد!!
