تبليغاتX
رهگذر مهتاب - نازنین...!!!
نوشته های تنهایی من

نازنین !

واژه هایم خسته اند,

و اگر واژه ی دل نواز و زلال نام تو نباشد، نمی توانم شبیه باران بشوم,

و تن از خستگی برهانم،

وقتی حضور داری در خلوت كوچك من،

وقتی تو دست های ساكتم را از سمفونی باران می انباری،

وقتی دل ناموزون مرا به آهنگی اصیل می خوانی،

احساس می كنم گوش جهان آغشته به صدای ترنم تو است,

و من می توانم ،

می توانم با رگه های نور و صدا ریسمانی بسازم تا مرا به هر آنچه كه می خواهم برسانند؛

به تو !


 




لينك ثابت نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 22:8 توسط :: مهلا ::